تحلیل جایگاه گردشگری روستایی در برنامه‌های کلان توسعه‌ی کشور (با تأکید بر برنامه‌های پنج‌ساله‌ی توسعه‌ی ملی)

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه تهران

چکیده

در دهه‌های گذشته، گردشگری به یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی در بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده است و دولت‌ها سیاست‌های مختلفی را به منظور توسعه‌ی گردشگری و زیربخش‌های آن در مقیاس‌های گوناگون، از سطوح محلی تا سطح ملی، به­کار گرفته‌اند و در این باره همکاری‌های بین‌المللی نیز رو به گسترش است. گردشگری روستایی نیز یکی از انواع مهم و روبه‌رشد بخش گردشگری شناخته می‌شود که فعالیت­های مختلفی را دربر می‌گیرد. در دهه‌های گذشته به‌ویژه از دهه‌ی 1990، به دلیل رکود بخش کشاورزی و مشکلات فراروی جوامع روستایی، همواره متخصصان و برنامه­ریزان توسعه‌ی روستایی بر اهمیت توسعه‌ی گردشگری روستایی، به عنوان راهبردی برای کمک به فرایند کلی توسعه‌ی روستایی تأکید کرده­اند. مقاله حاضر با استفاده از شیوه اسنادی و تحلیل متون توسعه، جایگاه گردشگری روستایی در برنامه­های کلان توسعه‌ی کشور با تأکید ویژه بر برنامه‌های پنج‌ساله‌ی توسعه را مورد ارزیابی قرار می­دهد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که تا برنامه‌ی چهارم (1388-1384) گردشگری روستایی جایگاه مشخص و قانونی در برنامه‌ی توسعه‌ی کشور نداشته است، در این برنامه به­طور هر چند گذرا توسعه‌ی گردشگری روستایی به­عنوان یکی از فعالیت‌های دارای مزیت نسبی در نواحی روستایی معرفی شده است. در برنامه‌ی پنجم (1394-1390)، برای نخستین بار حمایت از گردشگری­روستایی در چارچوب اختیارات سازمان میراث فرهنگی، صنایع­دستی و گردشگری مطرح گردید. اما در این برنامه نیز جایگاه گردشگری روستایی در چارچوب فرایند کلی توسعه‌ی یکپارچه‌ی روستایی به روشنی مشخص نشده است و به­عنوان پدیده‌ای که می‌تواند، با توجه به ویژگی‌های متنوع سکونتگاه‌های روستایی کشور به صورت اشکال و الگوهای متعدد توسعه یابد به متنوع سازی فعالیت‌ها و توسعه‌ی اقتصادی روستاها کمک کند، مورد توجه قرار نگرفته است.

کلیدواژه‌ها