مدل حکمرانی پایدار برای توسعۀ گردشگری فرهنگی: نقش معماری بومی و مصالح اقلیمی در مازندران

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسنده

استادیار، گروه معماری، دانشکده هنر و معماری ، دانشگاه مازندران ، بابلسر ، ایران

چکیده

زمینه و هدف: گردشگری فرهنگی به­عنوان یکی از محورهای مهم توسعۀ پایدار در استان‌های دارای پیشینۀ تاریخی و تنوع اقلیمی نظیر مازندران، نیازمند پیوندی عمیق با حکمرانی محلی، معماری بومی و استفاده از مصالح سازگار با اقلیم است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش حکمرانی پایدار در توسعۀ گردشگری فرهنگی با تأکید بر عناصر معماری بومی و مصالح بومی-اقلیمی در استان مازندران انجام گرفته است.
روش ­شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی روش بر نظریۀ داده‌بنیاد به انجام رسیده است. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۷ نفر از متخصصان حوزه‌های معماری، گردشگری، شهرسازی و سیاست‌گذاری فرهنگی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA صورت گرفت و کدگذاری در سه مرحلۀ باز، محوری و انتخابی انجام پذیرفت.
یافته ­ها: تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 6 مقولۀ محوری شامل: «حکمرانی مشارکتی و شفاف»، «احیای معماری بومی در ساخت‌وسازهای گردشگری»، «سیاست‌گذاری اقلیم‌محور»، «توانمندسازی جوامع محلی»، «پیوست فرهنگی در طرح‌های توسعۀ گردشگری» و «نقش نظارتی نهادهای محلی» گردید. مدل مفهومی به‌دست‌آمده نشان داد که حکمرانی پایدار می‌تواند از طریق تقویت سازوکارهای محلی، تنظیم‌گری هوشمند و بهره‌گیری از دانش بومی، زمینۀ توسعۀ متوازن گردشگری فرهنگی را فراهم آورد.
نتیجه ­گیری و پیشنهادات: براساس یافته‌ها، توسعۀ گردشگری فرهنگی در مازندران مستلزم شکل‌گیری نظام حکمرانی چندسطحی است که در آن سیاست‌گذاران، جوامع محلی، معماران و فعالان گردشگری در تعامل با یکدیگر عمل کنند. همچنین استفاده از مصالح بومی مانند چوب، کاهگل و سفال که با اقلیم معتدل و مرطوب منطقه هم­خوانی دارند، باید در دستورکار طراحی‌های معماری گردشگری قرار گیرد. پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران با تدوین چارچوب‌های تشویقی برای استفاده از معماری بومی و مصالح اقلیمی، زمینۀ پایداری فرهنگی-زیست‌محیطی گردشگری را تقویت کنند.
نوآوری و اصالت: این پژوهش با ارائۀ مدلی بومی‌شده از حکمرانی پایدار در حوزۀ گردشگری فرهنگی، برای نخستین بار در بستر اقلیمی و فرهنگی استان مازندران به تحلیل پیوند میان حکمرانی، معماری و مصالح اقلیمی پرداخته و رویکرد میان‌رشته‌ای را با تکیه بر نظریه‌پردازی داده‌بنیاد در دستورکار قرار داده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


Asefi, M., & Fathi, S. (2021). Resilience of vernacular and modernising dwellings in a semi-arid region of Iran. Scientific Reports, 11, 9190. https://doi.org/10.1038/s41598-021-87772-0
Ansell, C., & Gash, A. (2008). Collaborative governance in theory and practice. Journal of Public Administration Research and Theory, 18(4), 543–571. https://doi.org/10.1093/jopart/mum032
Bramwell, B., & Lane, B. (2011). Critical research on the governance of tourism and sustainability. Journal of Sustainable Tourism, 19(4–5), 411–421. https://doi.org/10.1080/09669582.2011.580586
Farrell, B. H., & Twining-Ward, L. (2005). Seven steps towards sustainability: Tourism in the context of new knowledge. Journal of Sustainable Tourism, 13(2), 109–122. https://doi.org/10.1080/09669580508668481
Hall, C. M. (2011). A typology of governance and its implications for tourism policy analysis. Journal of Sustainable Tourism, 19(4–5), 437–457. https://doi.org/10.1080/09669582.2011.570346
Hermawan, H., & Švajlenka, J. (2021). The connection between architectural elements and adaptive thermal comfort of tropical vernacular houses in mountain and beach locations. Energies, 14(21), 7427. https://doi.org/10.3390/en14217427
Hu, S., Zhang, Q., Zhang, Y., & Du, K. (2022). A systematic review of indoor thermal environment of the vernacular architecture. Journal of Building Engineering, 53, 104514. https://doi.org/10.1016/j.jobe.2022.104514
Loorbach, D. (2010). Transition management for sustainable development: A prescriptive, complexity-based governance framework. Governance, 23(1), 161–183.  https://doi.org/10.1111/j.1468-0491.2009.01471
Richards, G. (2018). Cultural tourism: A review of recent research and trends. Journal of Hospitality and Tourism Management, 36, 12–21. https://doi.org/10.1016/j.jhtm.2018.03.005
Rockwood, D., Mirmoghtadaee, M., Hedayati-Marzbali, M., & Kasmaei, M. (2019). Studies on sustainable features of vernacular architecture in China: Implications for climate adaptation. Frontiers of Architectural Research, 8(3), 343–356. https://doi.org/10.1016/j.foar.2019.07.006
Mehrinejad Khotbehsara, E., Purshaban, F., Noormousavi Nasab, S., Baghaei Daemei, A., & Eghbal Yakhdani, P. (2018). Traditional climate-responsible solutions in Iranian ancient architecture in humid region. Civil Engineering Journal, 4(10), 2502–2516. https://doi.org/10.28991/cej-03091176
Sadraei, H., Salehi, E., & Shafaghat, A. (2017). Sustainability features of Iran’s vernacular architecture. Sustainability, 9(5), 749. https://doi.org/10.3390/su9050749
Soleimani, M., Jafari, A., & Kargar, S. (2024). Analysis of rural heritage house facades as the initial step in contemporary construction: A case study of Mazandaran, Iran. Buildings, 14(7), 1938. https://doi.org/10.3390/buildings14071938
UNWTO. (2018). Tourism and culture synergies. World Tourism Organization. https://doi.org/10.18111/9789284418978